
میخوای بری دوستت رو ببینی؟؟
موهاتو شونه میکنی،
لباسای قشنگتو میپوشی،
مسواک میزنی تا وقتی حرف میزنی...
با چهره ای گشاده باهاش صحبت میکنی،
ببینم ..!
یه سوال دارم ازت...
وقتی با خدات میخوای حرف بزنی کدوم اینارو انجام میدی؟؟
آقا ممنون همین بغلا پیاده میشم!
آقا بفرمایین...پیاده میشم!
آقا بی زحمت نگه دارین!
آآآآقا....
امروز
میخوام بنویسم از امروز
امروز همه چیز خواب آلود بود
حتی چراغ اتاقم
امروز دو،سوم روز رو خواب بودم
یه فیلم مسخره رو تا نصفه دیدم
درحین فیلم نهار خوردم،ظرفهاش هنوز تو اتاقه
ماستش ترش شده
امروز همه تنبل شدن
حتی موبایلم
حتی یه دینگ هم از خودش بیرون نمیده
تو تنبلانه و خواب آلودانه ترین روزم تصمیم به شستن لباسهام گرفتم
تا حالا این کارو نکرده بودم
با یه صابونِ لاغر دو تا شلوار و پنج جفت جوراب شستم
تنها چیزی که عایدم شد یه صابونِ مُردنی بود
رفتم سراغ یخچال
فقط بوی سبزی سرخ کرده ی بسته بندی شده میده
آبِ تو یخچال هم همین بو رو میده
امروز زندگی بوی سبزی سرخ کرده ی بسته بندی شده میده
امروز تختم از همه چیزو همه کس مهربون تر بود
همش میگه بیا تو بغلم
نه نمیخوام
باهاش قهرم
تا صبح نشه نمیرم تو بغلش
تازه باید سعی کنم چراغ اتاقمو از خواب بیدار کنم
البته اول باید خودم بیدار شم
امروز....
امروز ...........همه چیز بوی سبزی سرخ کرده ی بسته بندی شده میده
میلاد(ت . ش)
5.55

طنابم گره خورد
تا میای یه گره رو باز کنی ، یه گره دیگه میفته
شاید توش حکمتیه
شاید با گره ها تونستی خودتو بکشی بالا..مثل صخره نوردها!
فکر کن...
هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست!
میلاد(ت . ش)


